مدح و مرثیۀ حضرت زهرا سلاماللهعلیها
این عرش و فرش باشد، یکسر برای زهرا قـرآن برای زهـرا، کـوثـر برای زهرا بیچـاره بچـههایِ، آن خـانه که نـبـاشـند مرد و زنش کنیز و، نوکر برای زهرا دارد چه قدر دیدن، کـوری چشم دشمن سنگِ تمـامِ خـالق، محـشر برای زهـرا مـا آمـدیـم دنـیـا، دور سـرش بـگـردیـم ما را بزرگ کـرده، مـادر برای زهـرا از فـاطـمـیـهها ما، شـرمـنـدهایم خـیـلی ایوای جـان نـدادیم، آخـر برای زهـرا دین را خـلیـفۀ دین، میبُـرد دست بسته چـشم یهـودیِ شهر، شد تَر برای زهرا جای رسول خالی، آتش، غلاف، سیلی اجری نبود از این، بهتر برای زهرا؟! |